۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

ادت هاي سالم براي حفظ سلامت

    • صبح خود را با يك نوشيدني لذت بخش و دلخواه مثل شيرگرم، چاي و يا تنها آب جوش شروع كنيد.
    • خوردن يك صبحانه رژيمي حاوي فيبر و پروتئين كافي مي تواند بهترين منبع انرژي زا براي ادامه فعاليت هاي روزانه باشد.
    • پيش از ظهر و بعد از ظهر از خوراكي سبك استفاده كنيد. بهتر است كه در اين وعده ها بيشتر از ميوه ها و سبزيجات تازه بخوريد.
    • در وعده غذايي ناهار مواد سرشار از فيبر، غذاهاي آبكي و كم پروتئين استفاده كنيد.خوردن سالاد در هر روز عادت بسيار صحيح و مفيدي است كه به حفظ جواني و نشاط كمك مي كند.
    • حتما در برنامه غذايي هفتگي خوردن يك نوع غذاي دريايي به خصوص ماهي را در نظر بگيريد.

    • بيشتر سعي كنيد غذاي مصرفي را خودتان طبخ كنيد. با اين كار هم از كيفيت تركيبات غذا مطمئن خواهيد بود و هم با توجه به نياز بدن مي توانيد مواد مختلف را استفاده كنيد.

    • 7 تا 9 ساعت خواب را هر شب براي خود تنظيم كنيد. شايد باور نكنيد ولي خواب كافي يكي از عوامل اصلي كاهش وزن است.

    • هر روز به مدت 30 دقيقه پياده روي كنيد و 4 تا 5 مرتبه در هفته به مدت 20 دقيقه ورزش پر تحركي انجام دهيد.

    • همراه وعده هاي غذايي و در طول روز آب بنوشيد.

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

از تمام توان خود استفاده می کنی؟


روابط خاک حاصلخیزی ست که تمامی پیشرفت ها و موفقیتهای زنـدگی از آنها می روید و رشد می کند.

روزی پسر کوچولویی می خواست یک سنگ بزرگ را جابه جا کند؛ اما هرچه می کوشید حتّی نمی توانست کوچک ترین حرکتی هم به آن بدهد.

پدرش که از کنارش می گذشت، لحظه ای به تماشای تقلّای بی حاصل او ایستاد.سپس رو به او کرد و گفت:« ببین پسرم، از همه ی توان خود استفاده می کنی یا نه؟»

پسرک با اوقات تلخی گفت:« آره پدر، استفاده می کنم.»

پدر آرام و خونسر گفت:« نه، استفاده نمی کنی. تو هنوز از من نخواسته ای که کمکت کنم.»

از کتاب: جانب عشق عزیز است فرو مگذارش/مسعود لعلی

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

فاصله مشکل و راه حل


روزي دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسيدند:

" فاصله بين دچار يك مشكل شدن تا راه حل يافتن براي حل مشكل چقدراست؟"

استاد اندكي تامل كرد و گفت:

"فاصله مشكل يك فرد و راه نجات او از آن مشكل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوي او تا زمين است!"

آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند. اولي گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است كه بايد به جاي روي زمين نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشكل راه حلي پيدا كرد. با يك جا نشيني و زانوي غم در آغوش گرفتن هيچ مشكلي حل نمي شود. "

دومي كمي فكر كرد و گفت:" اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بارمعنايي عميق تري دارند و به اين راحتي قابل بيان نيستند. آنچه تو مي گويي هزاران سال است كه بر زبان همه جاري است و همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگري داشت."

آندو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد دو جوان لبخندي زد و گفت:

" وقتي يك انسان دچار مشكل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است كه انسان در مقابل كائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد مي جويد.

بعد از اين نقطه صفر است كه فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهي كائنات دست به عمل زند. بدون اين اعتماد و توكل براي هيچ مشكلي راه حل پيدا نخواهد شد. باز هم مي گويم فاصله بين مشكلي كه يك انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است كه برآن ايستاده است!"